عنوان بالا نام يكي از كتاب هايي است كه سرگذشت زندگي يكي از تركمنان را در صده ي پيش بيان مي كند اين شخص به نام نور جان حاجي كم(كلته) پدر بزرگم است به خاطر خاطرات جالب و عبرت آموزي كه پدربزرگم داشت تصميم گرفتم سرگذشت او را از روي كتاب رمان گونه ي غم انگيز اشك هاي پاييز به صورت چند قسمتي در اين وبلاگ قرار دهم.
خلاصه ي زندگي نورجان حاجي:
نور محمد (نور جان) كم، اصلا" از طايفه ي كلته به سال 1289 در خانواده اي دامدار و كوچ نشين در منطقه ي مرزي يكي از روستاهاي ايران متولد مي شود و چشم به جهاني مي گشايد پر فراز و نشيب، فراز و نشيبي كه مي تواند مشحون از زيبايي و شيريني باشد و يا زشتي و مرارت و يا اين دو در كنار هم.
پدر نورجان (يخشي محمد حاجي) با دامداري گذران زندگي مي كرد. شادترين لحظات كودكي نورجان بردن دامها پا به پاي پدر به چراگاه، و زيبا ترين سرگرمي هاي او تماشا كردن بره هاي كوچك گوسفندان و شمارش آنها با انگشتان كوچك دستش و دويدن در ميان گوسفندان در ميان سبزه ها بود. پدر و مادر نورجان اكثر مايحتاج زندگي را خود درست مي كردند و با گرمترين محبت ها در جمع خانوادگي خود زندگي زيبايي داشتند. تا اينكه در چهار سالگي نورجان جنگ جهاني اول در زمان احمد شاه رخ داد. و ايران به دليل اهميت استراتژيك خاص و نداشتن حكومت قدرتمند مركزي صحنه ي كشاكش هاي جنگ شد. و كشور امنيت خود را از دست داد و ميدان يكه تازي سربازان روسي و انگليسي شد. همين امر مصيبت هاي سياسي-اقتصادي بسيار زيادي براي ايران به بار آورد. و كشور بيش از پيش دچار بحران شديدي شد. در چنين موقعيتي زندگي كردن براي اكثر مردم مشكل شد. در همان حال، مقارن با هفت سالگي نورجان، در حالي كه نابساماني هاي ايران به اوج خود رسيده بود يخشي محمد حاجي مريض مي شود و آخرين نفس هايش را به پايان مي رساند و نورجان، كودك معصوم و مظلوم سرپناه خود را از دست مي دهد. سرپناهي كه نورجان دست هاي كوچكش را در دستان قوي و ترك خورده ي او مي گذاشت تا زندگي كردن را از دستان او بياموزد. نورجان با بستن كمر همت و كار و تلاش خود به سن پانزده سالگي رسيده بود كه رضاخان به پادشاهي ايران مي رسد و سعي مي كند همه ي تركمن هايي را كه كوچ نشين بودند يكجا ساكن كند. نورجان قبل از هجده سالگي با دختري به نام "عجب سلطان" ازدواج مي كند. و نقطه ي اوج همه ي سختي هاي او از همين جا شروع مي شود - او شعر هايي را در وصف خدا و خانواده مي سرايد - و در سال 1371 در شهرستان بندر تركمن بعد از تحمل سختي ها و مصائب بسيار به جهان ابدي سفر مي كند. و پيكر روحاني و نوراني او را در شهرك چپاقلي به خاك مي سپارند. "روحش قرين رحمت باد"



