چرا برای علم ارزش قائل نیستیم؟
هنگامی که عامل موفقیت مردم در کشورهای پیشرفته و علت رفاه و آسایش آن را بررسی می کنیم، به خوبی آشکار میشود که یکی از مهمترین عوامل و شاید مهمترین عامل موفقیت آن ها توجه و ارزش گذاری برای علم و دانش است. هر چند که امروزه در میان غالب مسلمانان به اهمیت علم و کسب دانش اشاره میشود و در این راستا به آیات و احادیث هم استناد میکنیم، اما در عمل میبینیم که در زندگی ما علم امری فرعی و حاشیه است و تا زمانی که ناچار نباشیم و در وضعیت بحرانی قرار نگرفته باشیم به سراغ آن نمیرویم.
شاید علت اصلی، غفلت از این بینش باشد که خداوند رشد و پیشرفت در این جهان را بر مبنای کسب علم و دانش بنا نهاده است و ملت هایی که این بینش را درک کنند، قطعاً در آسایش و رفاه بیشتری به سر میبرند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته اهمیت علم و کسب دانش از نان شب هم مهمتر است، از این رو چه دانش آموزان و دانشجویان و چه اساتید و معلمان تلاش خود را برای تحقیق و بررسی و آزمایش و استفاده از دانش دیگران به کار می گیرند تا سنگی را بر بنای دانش بشری بگذارند، یا حداقل از دانش روز عقب نمانید. تلاش خستگی ناپذیر در دوران تحصیل علم و بعد از آن تلاش همه جانبه برای به کار بردن آن و علمی نمودن دانش در زندگی در حوزه های مختلف، از اقتصاد و جامعه گرفته تا پزشکی و دامپزشکی، سبب شده نظم سازمان یافته ای میان اجتماع بشری و طبیعت در کشورهای توسعه یافته شکل بگیرد.
قرار دادن صنعت و تکنولوژی در کنار حفظ محیط زیست و ایجاد محیطی پاکیزه و سرسبز که خود از امنیت روانی زندگی اجتماعی میباشد حاصل تلاش ملت های کشورهای پیشرفته در حوزه های مختلف علم است. شاید جالب باشد بدانیم که در کشورهای پیشرفته حتی برای نجات یک گونه زنبور و جلوگیری از انقراض نسل آن هزینه های سنگینی صورت میگیرد و تحقیقات و مطالعات علمی فراوانی انجام میشود. وقتی که برای یک گونه زنبور این تلاش های علمی صورت میگیرد، معلوم است که برای نجات انسان و جامعه چه هزینه و تلاشي میشود!
اهمیت دادن به هدف و تلاش در جهت رسیدن به آن سبب شده که دوران تحصیل برای دانش آموزان و دانشجویان توأم به هدایت وقت و انرژی برای کسب علم باشد.
هنگامی که مقایسه ای میان این روش و شرایط موجود در کشورمان انجام میدهیم، می بینیم که یکی از عوامل و مشکلات علوم توسعه در جامعه ما اهمیت ندادن به علم و دانش است، چه در مرحله تحصیل و چه بعد از آن. رواج مدرک گرایی، چشم و هم چشمی، نگاه کردن به زمان علم آموزی به عنوان اوقات فراغت، ترجیح دادن مسایل حاشیهای مثل تفریحات در دوران تحصیل بر اصل تحصیل بی اهمیتی به مطالعه و تحقیق مگر در سطح نمره آوردن و در نهایت عدم به کارگیری علم کسب شده در زندگی کاری سبب شده که علم در جامعه ما مظلوم واقع نماند.
از آن جا که بار توسعه در هر جامعهای بر دوش دانشجویان آن جامعه سنگینی میکند، یعنی نسلی که در آینده مدیریت جامعه را به دست خواهد گرفت و استاد و مهندس و معلم و کارمند و مسئول خواهد شد، طبیعی است هنگامی که ارزشهای علمی و تحقیقاتی در دوران تحصیل علم رعایت نشود، نتیجه و بازخورد آن در دوران بعد از تحصیل و زندگی کار هم مثبت نخواهد بود. نتیجه این میشود که تمامی زوایای زندگی ما، از هنر و فرهنگ گرفته تا عمران و اقتصاد، همه از معیارها و استانداردهای علمی فاصله دارد که خود این امر هم نتیجهای جز سردرگمی در بر دارند و نتیجه آن نبود رفاه و آسایش در زندگی و محیط اجتماعی ماست. از آن جا که ماه های آغازین فصل تحصیل را در مدارس و دانشگاه ها سپری میکنیم، شاید فرصت مناسبی باشد که این موضوع مورد توجه و بررسی اساتید، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان قرار گیرد و علت غربت علم در جامعه علمی ما مورد ارزیابی قرار گیرد، تا هر یک نقش خود را در رشد و توسعه جامعه ایفاء نمایند.
(منبع:www.beayan.net)
+ نوشته شده توسط حبيب الله قرنجیک در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 و ساعت
11:0 |
